أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
307
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
باشد كه اسيران را از جهودان و ترسايان پيش من آرند من بفرمايم تا ايشان را گردن بزنند پيش من و از ايشان هيچ كلمهء ايمان نشنوم من گفتم : بدانكه جهودان را چون وقت مرگ باشد فرشتگان عذاب حاضر آيند و بمقامع و مقارع بر روى و پشت ايشان ميزنند و ميگويند يا عدوّ اللّه عيسى به تو آمد و او پيغمبرى صالح بود او را تكذيب كردى و ايمان نياوردى ، گويد كه : اكنون ايمان آوردم كه او پيغمبرى بود صالح و در آن وقت ايمانش سود ندارد ، چون اين بگفتم در من نگريد و گفت كه : اين از كه شنيدى ؟ - گفتم كه : از محمّد بن الحنفيّه ، سر در پيش افكند ساعتى نيك و انگشت بر زمين مىزد آنگه سر برداشت و گفت : أخذتها من عين صافية ، كلبى گفت كه : وى را گفتم : چرا از محمّد بن الحنفيّه روايت كردى ؟ - و او كاره باشد ايشان را و آنچه از ايشان روايت كنند ، گفت كه : قصد آن كردم كه او را بخشم آرم و گفتند كه : « ها » در [ به ] راجع است با محمّد يعنى كه هيچكس از اهل كتاب نباشد الّا كه پيش از مردنش به محمّد ايمان آرد آنگه كه علامات مرگ بيند و ايمانش سود ندارد و روز قيامت تو بر ايشان گواه باشى به آنچه ايشان كرده باشند يا عيسى بر ايشان گواه باشد بدانچه كردند و گفتند ، آنگه فرمود كه : بظلم و بيدادى كه جهودان كردند ما طعامهاى پاك كه ايشان را حلال كرده بوديم حرام كرديم بر ايشان . در اخبارست كه هر گاه كه گناهى كردندى خداى تعالى از طعامهاى حلال چيزى بر ايشان حرام كردى بر سبيل عقوبت يا بر سبيل تغيير مصلحت كه چون اين معصيت بكردند مصلحت بگشت و بريشان حرام كردند و بمنع كردن ايشان بسيارى را از مردمان از راه خداى يعنى از دين او بدعوى محالات و تحريف كتاب و دعوت با ضلالت ، و گرفتن ايشان ربا را و آن زيادت باشد بر سرمايه براى تأخير دين از محلّش ، و حال آن بود كه ايشان را از آن منع كردند و خوردن ايشان مالهاى مردمان بباطل از وجوهى كه خداى تعالى آن را حرام كرده باشد از رشوت بر احكام و وجوهى كه ناواجب باشد و بساختيم « 1 » براى كافران از ايشان عذابى دردناك .
--> ( 1 ) - نص عبارت ابو الفتوح اين است ( ج 2 ؛ ص 76 ؛ س 5 ) : « و ما بجاردهايم براى كافران » .